نقدي بر رفتار سراسر تناقض يك بازيكن


 

عشق يا نفرت؟ !

 

فرهاد مجيدي بعد از بازي با نفت تهران در تاريخ 26/9/1390 استقلال را ترک کرد . او آن روز بي توجه به التماس هواداران استقلال پيراهن اين تيم را از تنش بيرون آورد و ميان تماشاگران انداخت و از استقلال رفت... و شايد ديگر هيچوقت او را با پيراهن استقلال نبينيم چرا كه به نظر مي‌رسد ديگر راه بازگشتي نيست؟

باورش سخت بود، باورش سخت بود وقتي مي‌بيني فرهاد مجيدي پس از اخراج، پيراهني آبي را شايد به نشانه تعصب از زير پيراهن زردش بيرون مي‌آورد و با انگشتان دستش عدد 4 را نشان مي‌دهد. آن پيراهن، اين عدد 4؛ منظور فرهاد چيست؟ عشق، تعصب، علاقه، تيم دوستي يا...؟ فرهاد چه هدفي را دنبال مي‌كرد؟ چگونه مي‌توان عشق فرهاد به پيراهن آبي را باور كرد؟ از ياد بردن آن روز كه فرهاد به بهانه‌هاي واهي استقلال را تنها گذاشت و رفت ممكن نيست. به ياد مي‌آوريم كه آن روزها چگونه هواداران استقلال در ورزشگاه آزادي ملتمسانه به چهره محبوبشان مي‌نگريستند و به او تمناي ماندن مي‌كردند. بازي با نفت تهران ؛ انگار همين ديروز بود. اخم تمام صورتش را پوشانده، لااقل ديدن سيماي فرهاد به ما مي‌فهماند كه دليل جدايي او آن حرف‌هايي نبود كه پس از خداحافظي به زبان آورد. اگر به خاطر دختر است، اگر براي وصال است پس چرا عبوس و ناراحت؟ نفرت را به، وضوح مي‌توان در اجزاي صورت مجيدي ديد. خودش در پس پرده شايعه راه مي‌اندازد كه به خاطر چند تن از مسوولان باشگاه كه به قول او نمي‌خواهند استقلال با مظلومي جامي را صاحب بشود، دارد مي‌رود! بعد مصاحبه مي‌كند و مي‌گويد: «به خاطر دخترم تيام!» تناقض در نوع رفتار مجيدي موج مي‌زند. حرف‌هاي بي‌ربط و اظهارات خام و نپخته! فردايش رسانه‌ها او را به خاطر پول پرستي زير آماج حملات خود قرار مي‌دهند اما مجيدي گوشش به اين حرف‌ها بدهكار نيست. انگار كه فرماني از غيب به او گفته است: «آقا فرهاد بايد بروي تا استقلال با فتح ا... زاده جام نگيرد! تو مديون ما هستي پس حالا بايد دينت را به ما ادا كني. برو همين حالا!» فرهاد مجيدي هم بي‌آنكه توجهي به سرنوشت مظلومي داشته باشد بارش را مي‌بندد. ابتدا مي‌گويند مقصد امارات است اما از قطر سر در مي‌آورد. نه، انگار مقصد تنها رفتن بود نه به خاطر آنچه دخترش مي‌خواند. فرهاد مجيدي رفت آن هم در ميان سوال‌هاي فراواني كه براي هواداران استقلال باقي گذاشت. آنها هنوز هم از خود مي‌پرسند چگونه بازيكني كه دم از غيرت و تعصب مي‌زد نتوانست نيم فصل ديگر صبركند تا تيم اينگونه متاثر از رفتنش نشود؟! بعد‌ها خبر مي‌رسد كه مجيدي هنگام عقد قرارداد در ابتداي فصل يازدهم به علي فتح ا... زاده گفته: «بندي را در قراردادم بگنجان كه هر وقت خواستم بروم!» بله، مجيدي از قبل مي‌داند كه بايد برود. يعني به او مي‌گويند برو و او هم اطاعت امر مي‌كند. روزها گذشته است و استقلال برخلاف تصور فرهاد جام را هم با پرويز مظلومي بالاي سر برده است. جامي ديگر نيز شايد در راه باشد كسي چه مي‌داند؟ بازي با پرسپوليس در ورزشگاه آزادي ظاهرا فرصت مناسبي است تا مجيدي جبران مافات كند اما بي فايده است. چگونه مي‌توان لحظه‌اي را كه فرهاد پس از بازي با نفت تهران پيراهن آبي را از تنش بيرون آورد، از ياد برد؟ فرهاد لحظه‌اي كه مقابل تماشاگران سرخ اخراج شد پيراهن آبي را از تنش بيرون آورد كه شايد آب رفته را به جوي برگرداند اما آقا فرهاد خيلي دير است. بازي با نفت را در ذهنت بار ديگر مرور كن؛ آن نگاه‌هاي ملتمسانه تماشاگران و بي توجهي تو... آيا باز هم پيراهن آبي را به نشانه عشق و دلبستگي به سكو‌ها نشان مي‌دهي؟ كوهي از سوال‌هاي بي‌پاسخ و انبوهي از تناقض‌ها برابرمان قرار گرفته است. عشق فرهاد عشق است يا نفرت؟ !

 

يكي بود، همان يكي هم نبود...


آهاي فرهاد مجيدي!

سكوهاي يخ زده را ديده اي؟ مي‌فهمي وقتي دو روز برف باريده و بعد روي آن برف را سوز زمستاني بوسيده يعني چي؟ مي‌فهمي با دست كنار زدن آن برف و يخ، بعد نشستن روي آن سكوهاي سيماني يا حتي صندلي فايبرگلاسي كه در آن زمهرير تمام وجودت را به رعشه مي‌اندازد يعني چي؟ نفهميدنش هم لذتبخش‌تر است! گاهي بايد نفهميد. مثلا نبايد فهميد در آن زمستان، وقتي دستكش‌ات را در مي‌آوري و بعد دست‌هاي يخ زده ات را با يك بازدم سرد به زور گرم مي‌كني و بعد بي وقفه به هم مي‌كوبي چه حسي وجودت را مي‌گيرد. لحظه‌اي به خودت مي‌بالي، لحظه‌اي احساس ديوانگي مي‌كني، لحظه‌اي جنونت مي‌گيرد كه قيدش را بزني و برگردي، لحظه‌اي بعد كه دوباره چشمت به وسط زمين مي‌افتد، سرما و برف و يخ و رگ‌هاي منجمد دو دستت را فراموش مي‌كني! دست‌ها را باز هم به هم مي‌كوبي و فرياد مي‌زني... دست‌ها بي اراده حركت مي‌كنند... اين كار عقل نيست! كدام عقل سليمي دستور و فرمان به هم كوبيدن دو كف يخ زده را مي‌دهد؟ كار جنون است، كار عشق، كار ديوانگي و شيدايي! به كنار دستي‌ات خيره مي‌شوي كه در همان سرما و يخبندان، با تمام وجودش فرياد مي‌زند: «ستاره سهيل تيم مايي...» و تو خيلي زود، دست‌ها را به هم مي‌كوبي و با ته صدايي كه از پشت شالگردني كه دور دهانت پيچيدي فرياد مي‌زني: «آهاي فرهاد مجيدي!»
***
قهرمان شده بود؛ نه تنها از روزي كه براي نخستين بار آن هم در سي و چند سالگي دروازه پرسپوليس را در دربي گشود، از وقتي كه تعصبش را با دويدن و جنگيدن در زمين نشان داده بود. شهره تعصب شده بود، نه از وقتي كه چهارمين گلش را در دروازه پرسپوليس جاي داد، از روزي كه براي استقلال، با هر مربي، با هر مديري كه آمد و رفت، با هر قراردادي كه جلويش گذاشتند و با هر رفتار خوشايند و ناخوشايندي ساخت و حرف نزد و سكوت كرد و تنها و تنها در زمين دويد! قهرمان استقلال بودن، خريدني نيست، قيمتي هم ندارد كه بخواهي بهايش را بپردازي و قهرمانش شوي. اگر خريدني بود، اگر فروختني بود، اگر با پول و چك و سفته مي‌شد امروز قهرمان آن مجنون‌هاي سكونشين استقلال و حتي پرسپوليس شوي، مديران سياسي و اقتصادي كه سال هاست براي چهره شدن در اين دو تيم خيز برداشته‌اند تا امروز قهرمان شده بودند.
مگر تعدادشان كم بود؟ تعداد مديران سياسي و نظامي و اقتصادي كه براي فوتبال خيز برداشتند كمتر از آن تعداد هواداراني كه در زمستان و تابستان پاي ثابت سكوهاي آزادي شده‌اند نيست. همه شكست خوردند، همه! قهرمان اين سكوها يكي شد مثل مجيدي، يكي شد مثل كريمي، يكي شد مثل باقري، يكي از جنوب تهران، يكي از كوچه خاكي‌هاي پاشاك و كرج، يكي از تبريز، يكي از اردبيل، يكي از ايذه و اهواز يا از مشهد! يكي مثل خودشان. يكي همرنگ خودشان. يكي كه مثل خودشان ديوانه بود، مجنون بود. ديوانه‌ها زودتر قهرمان مردم مي‌شدند. ديوانه‌اي كه با طحال پاره بيست دقيقه براي پرچم كشورش بازي مي‌كند، ديوانه‌اي كه با انگشت شكسته به زمين مي‌آيد و پنالتي عربستاني‌ها را مي‌گيرد و بعد جلوي چشم وينگادا مي‌رقصد، ديوانه‌اي كه عرب و عجم را در بازي حذفي انتخابي جام جهاني با امارات دريبل مي‌زند و بعد به مربي اماراتي‌ها مي‌گويد: «نيمكتت را هم دريبل مي‌زدم اگر توپ اوت نمي‌شد!»
قهرمان شده بود! نه با پول، با عشقش، نه يك شبه كه با يك عمر عرق ريختن!
***
چه سالي بود؟ 1367 خورشيدي ... خدايش بيامرزد عقاب را. غم زندگي با كلاغ‌ها پيرش كرد اما زمينگيرش نكرد. آخر سر پر كشيد و رفت. راستي چه سالي بود؟ 1367 خورشيدي! مربي محمدان بنگلادش بود. رييس باشگاه رفته بود پيشش و گفته بود كمتر گل بخورند. حجازي هم پيغام رييس باشگاه را اينگونه براي بازيكنانش برده بود: «خب... قبول داريد من بهتر از شما پرسپوليس را مي‌شناسم؟ قبول داريد سال‌ها مقابل اين تيم بازي كردم؟ اگر حرف مرا قبول داريد پس به شما مي‌گويم كه من پرسپوليس را مي‌شناسم و مي‌گويم كه آنها هيچي نيستند!» نه اينكه تنها حرفش را زده باشد. با محمدان بنگلادش در تهران پرسپوليس را حذف كرده بود. محمدان قهرمان آسيا شد و حجازي هرگز قامت يك قهرمان را در تهران از دست نداد. روزي كه پركشيد، نيمي از آن جمعيتي كه در آزادي و بعد در قطعه نام آوران برايش گريستند، هواداران و هواخواهان همان تيمي بودند كه عقاب آن را به هيچ دانسته بود! حجازي باز هم اسطوره ماند... نه تنها امروز براي ما جماعت مرده پرست!
***
حالا يكي بود، يكي نبود! همان يكي كه بود، در حقيقت نبود. يعني اگر بود كه ديگر اين داستان نبود! داستان، روايت يك قهرمان است كه يك روز بود و فردايش رفت. اين شخصيت نگاري يك اسطوره نيست، مرثيه سرايي براي يك تصميم كهنه و خاك گرفته هم نيست. اين هيچي نيست! داستان نبودن مردي است كه مي‌خواست هنوز نشان دهد كه هست. همان مردي كه روزي روزگاري در همين نزديكي، در همين چند قدمي، جماعتي روي سكوهاي داغ مرداد يا سيمان‌هاي يخ زده و سرد بهمن ماه، دست‌ها را به هم مي‌كوفتند و فرياد مي‌زدند: «آهاي فرهاد مجيدي...» و جماعت روبرو، جماعتي كه بارها دربي را به شادماني بعد از گلزني او باختند، هرگز عليه‌اش شعري نسرودند... يا اگر هم اندك و انگشت شماري پيدا شدند و فريادي عليه او سر دادند، جماعت بيشتري را همراه و همسوي خود نديدند!
داستان از جايي شروع شد كه قهرمان ما، بين بودن و نبودن، دومي را انتخاب كرد. به هر دليلي، با هر بهانه و توجيهي، با هر ادله‌اي كه خواه براي من و تو قابل پذيرش باشد يا غيرقابل قبول، با هر مدركي كه نشان دهد از روي خواسته‌هاي مالي بوده يا از روي انگيزه‌هاي روحي و شخصي، از استقلال رفت! رفتارش منطقي بود يا نه را فعلا در گوشه‌اي بگذاريم تا خاك بخورد. داستان از جايي شروع مي‌شود كه او باز هم خواست كه باشد. نه در استقلال، نه براي استقلالي‌ها كه مقابل چشم آبي‌ها! پس...
پس مچ بندي آبي رنگ به دست بست! چه فرقي براي استقلال و استقلالي‌ها داشت؟
پس با تمام وجودش، بيشتر از آن چيزي كه تا ديروز در استقلال و با لباس آبي از او ديده بوديم در زمين دويد و جنگيد و تكل زد و كتك زد و كورس بست! چه فرقي براي كليت استقلالي‌ها داشت؟
پس زير پيراهن زرد و مشكي‌اش كه نشان ملي فدراسيون قطر و باشگاه عرب زبان را بر سينه داشت زير پيراهني به رنگ آبي‌پوشيد! باز هم چه فرقي براي استقلالي‌ها داشت؟ آن مچ بندش براي استقلال، آن تك امتياز عقب افتادگي در ليگ از صدر جدول را جبران مي‌كرد؟ آن دويدن‌هايش در زمين آزادي براي گل زدن به پرسپوليس، دربي از دست رفته براي مظلومي و استقلال را برمي‌گرداند؟ آن زير پيراهن آبي رنگ، استقلال را در ليگ قهرمانان مقابل الجزيره، نسف و الريان پيروز مي‌كرد؟
فرهاد در آزادي بود اما براي استقلال نبود. فرهاد لباس آبي بر تن كرده بود اما نه براي استقلال و نه حتي براي استقلالي‌ها كه براي خودش و باز كردن راهي و زدن پلي براي بازگشت به استقلال! فرهاد دويد اما نه براي قهرماني و صعود استقلال و ايران! فرهاد دستش را بالا آورد و عدد چهار را نشان داد كه تنها مانند يك نوستالژي مي‌ماند! باز هم نه براي التيام درد استقلالي‌ها كه براي اثبات خودش! چرا نماند كه چهارش را پنج كند؟ چرا نماند كه براي همان هوادار استقلال، براي نماينده و ملت ايران بدود؟! آنچه برايش جدا شد (هر چه مي‌خواست باشد) ارزش اين نبودن را داشت؟ ارزش اين تفاوت با عقاب را داشت؟ عقاب هم روزي روي سر پرسپوليس نشست اما براي همه قهرمان باقي ماند!
فرهاد اما خط كشيد. در ورزشگاه آزادي، ميان دو جماعت ايراني، خط كشيد. وقتي پيراهنش را درآورد و رنگ آبي را نشان داد، عملا و علنا نشان داد كه امروز (همان سه‌شنبه) مي‌توان ميان دو ايراني در روزي كه پاي ايران وسط آمده جدايي انداخت... مگر نينداخت! به سكوها دقت كنيد. از لحظه خروج فرهاد تا پايان بازي! همين دو گروه استقلالي و پرسپوليسي، روز بازي استقلال و الشباب، كنار هم بودند. همين جماعت كه از لحظه خروج فرهاد و آن رفتار تحريك آميزش عليه هم فرياد زدند، طي تمام اين ماه‌هاي اخير هر روزي كه پاي ايران وسط آمده بود، يكي شده بودند... تا روزي كه فرهاد رسيد!
***
باز هم شايد يك روز برايش فرياد بزنند: «آهاي فرهاد مجيدي...» ولي اين كجا و آن فريادهايي كه براي ناصر زدند كجا! فرهاد از ناصر كند و رفت ... ناصر ماند و فرهاد رفت! يكي در دل، يكي از دل...

یادداشت ویژه/ چلسی دی متئو، آخرین میراث عصر هلینو هررا


نمایشی که چلسی گاس هیدینک، اینتر مورینیو و حالا دوباره چلسی دی متئو

 برابر بارسای گواردیولا ارائه دادند هرگز شباهتی به کاتاناچو نداشت

سه شنبه و چهارشنبه ای که گذشت احتمالا در خاطره بسیاری از فوتبالی ها خواهد ماند، حتی اگر در خوشبینانه ترین حالت ممکن هر دو غول اسپانیایی بتوانند بازی های برگشت را با اختلاف گل مساعد پیروز شوند و کپسول
 آلیانس آره نا غریبانه میزبان حساس ترین ال کلاسیکوی تاریخ فوتبال باشد. پیروزی بایرن برابر رئال البته به مراتب قابل پیش بینی تر بود. مومنتوم های فنا ناپذیر بایرنی ها برای تکرار رستگاری اینتر در 1965 و قهرمانی در خانه خودی در کنار از دست رفتن همیشگی رویای سه گانه با دو شکست و تساوی ملال آور برابر دورتموند و ماینتس متمرکز شدن روی لیگ قهرمانان اروپا طبیعتا برای متوقف ساختن کهکشانی ها، حداقل در یک نیمه از نیمه نهایی، کافی بود. مورینیو و هاینکس، با یک اندیشه واحد، با 1-3-2-4 که احتمالا یکی از همین روزها 2-4-4 کلاسیک را هم مثل 2-5-3 تقریبا فراموش شده روانه موزه های فوتبال می کند، با مهره هایی که کم و بیش قابل قیاسند و البته با پیش زمینه های توفیق در این رقابت ها در قالب رئال مادرید و پورتو و اینتر به زمین می آیند و بایرن علیرغم ضعف گاها مفرطش در کمربند میانی زمین پیروز می شود چرا که بهتر از حریف برای کناره هایش برنامه و البته مهره دارد. در واقع نفوذ فیلیپ لام از جناح راست خودی و جناح چپ حریف و ارسال سرنوشت سازش برای گومز پانتونی از فوتبال در دهه جدید را ارائه می دهد، گذر از میانه میدان به کناره ها، تولد فول بک ها و وینگرهای جذاب و احتمالا بدل شدن به سیستم غالب فوتبال در سال های پیش رو. در سمت مقابل جدول اما به عرف همه نیمه نهایی هایی دهه گذشته که چلسی آبراموویچ را به خود می دید، آبستن رخدادهای جذاب تری هم هست. چلسی با دی متئو، با رگه هایی از برجستگی ارزش ابدی ایتالیایی ها در دفاع کردن، با همان 1-3-2-4 تازه متولد شده و استمفوردبریج که احتمالا آخرین پادآرامانشهر عصر طلایی گواردیولا خواهد بود. سلاخ خانه ای که مصنه چنگ اندازی دوباره یک مربی به پاشنه آشیل ابدی بارساست، دفاع تا پای جان. حفره ای که که احتمالا الهام گرفته از شیوه همیشگی کوچکترهای لیگا برابر بزرگ ترین ترکیب تاریخ فوتبال است، الهام گرفته از کاتاناچو (به ایتالیایی قفل) معروف هلینو هررا در دهه 60. جریانی که در مراجعه به تاریخ فوتبال باز هم ریشه در تلاش کوچکترها برای نباختن دارد. با این محوریت که گل نخوردن بسیار بسیار پر اهمیت تر از گل زدن است. با این مونولوگ معروف هلینو هررا فقید که "تاکتیکی که در آن تیمتان گل بخورد به لعنت خدا هم نمی ارزد"! با این حال خود هررا در گفتگوی گرم و صمیمی اش با سایمون کوپر در فوتبال علیه دشمن هرگز دفاع صرف را نمی پسندد. او معتقد است که تمامی انتقادهای بی رحمانه به روش مدونش ریشه در استفاده های اشتباه و صرفا دفاعی دیگران دارد. هررا هرگز کاتاناچو را خسته کننده نمی داند چرا که در کنار دو مدافع میانی احتمالا جان سخت و نفوذ ناپذیر و پشت سرشان لیبروی همه فن حریف، دو مدافع کناری هم حضور دارند که وظیفه مهم ترشان حضور در حمله هاست. هررا اضافه می کند: "زمانی که من جیانچیتو فاکتی هجده ساله را در زمین قرار دادم بسیاری به من گفتند که چه ریسک بزرگی و من به آن ها اطمینان دادم که این پسر روزی پیراهن تیم ملی را خواهد پوشید. فاکتی بعدها هفتادبار بازوبند کاپیتانی آتزوری را به بازو بست". 


نمایشی که چلسی گاس هیدینک، اینتر مورینیو و حالا دوباره چلسی دی متئو برابر بارسای گواردیولا ارائه دادند هرگز شباهتی به کاتاناچو نداشت. در واقع در عصر نوین فوتبال هیچ مربی ریسک بازی کردن با دو مدافع میانی و یک لیبرو که احتمالا پشت سرشان را پوشش می دهد، را نخواهد پذیرفت چرا که فرار یک مهاجم تیزچنگ از خط آفساید همچین دفاع ناهمواری به مراتب ساده تر از خط های دفاعی چهار نفره خواهد بود. با این تفسیر که ایده آل ها همیشه یک بار در تاریخ تکرار می شوند و اقتباس های بعدی هرگز نسخه تمام قدشان نخواهد بود. فوتبال، ورزشی که از اواخر دو قرن پیش و با محوریت بریتانیا همه گیر شد همواره چهار سبک و در واقع چهار روح غالب را به خود دیده است. سبک هایی که می توان از آن ها در حکم الهه های ابدی فوتبال یاد کرد. نخست فوتبال معروف بریتانیایی و مشخصا انگلیسی ها با محوریت ارسال های بلند از اقصی نقاط زمین. فوتبالی که هنوز هم که هنوز است در آخرین دقایق و ثانیه های یک فوتبال نوین به آخرین دستاویز تیم شکست خورده برای به ثمر رسانده گل در کمترین زمان ممکن بدل می شود. فوتبال جامع یا توتال فوتبال که با رینوس میشل، یوهان کریف، هلند رویایی 74، آیاکس دهه 70، بعدها بارسلون کریف و البته در مقطعی با میلان ایتالیا دیده شد. از دفاع به حمله، از عقب به جلو، استفاده حداکثری از تمامی فضاهای ممکن، که احتمالا تیکی تاکای گواردیولا را هم در زیر شاخه هایش دارد. همان فوتبال شناوری که بایرنی های قهرمان جهان در 1974 را در جام باشگاههای اروپا با 4 گل خرد کرد و آن ها بعدها در خاطراتشان نوشتند که آیاکس نود دقیقه برابر ما دفاع کرد و چهار گل زد! سوم فوتبال سرخوشانه و پر از زیبایی های خاص برزیلی ها. ژوگا بونیتویی که تله سانتانا، سرمربی قدرنادیده ترین تیم ملی فوتبال تاریخ، در جام جهانی 1982 ارائه کرد. تئاتر چشم نوازی که هنوز هم بعد از گذشت سه دهه از عمر خود هر بیننده ای را سر ذوق می آورد، بر گرفته از سامبای معروف برزیلی ها. فوتبالی که محکوم به زیبا بودن و زیبا مردن است. مثل مرگ زیبای قو، مثل مرگ زیبای برزیل 1982 برابر ایتالیای ساده اما منسجم انزو بیرزوت. و در نهایت کاتاناچیوی معروف که روح نمایش های دفاعی را به کالبد فوتبال می دمد و در بزرگ ترین تورنمنت های بین المللی فراگیر می شود و قهرمانان بزرگی را به تاریخ معرفی می کند، قهرمانانی که هیچ یک نه قرار است گل مهمی بزنند و نه احتمالا در حمله ها شرکت می کنند. سبک هایی که بعضا تقابل های بی نظیری را هم رقم می زدند. از تقابل پر از جنجال هلینو هررا در مصاف با بیل شنکلی در نیمه نهایی جام باشگاههای اروپا و البته رینوس میشل در فینال گرفته تا جدال پر از خاطره بارسای کریف و میلان کاپلو و این اواخر احتمالا رویارویی های پر شمار مورینیو و گواردیولا در قالب بارسا، رئال و اینترمیلان. تیم هایی که هرگز آیینه تمام قد کاتاناچو و یا توتال فوتبال نیستند اما گرایشات هر یک از طرفین به پانتون های دهه های قبل حسابی مشهود است. چلسی دی متئو یک بار دیگر در برابر بارسای تعرض ناپذیر قد علم کرد. با 1-3-2-4 نوین. با آخرین دستاورد تئوریسن های بزرگ فوتبال در ارائه یک فوتبال منظم که دفاع و حمله را به توازن می کشد. با پیروی از روح همیشه پیروز کاتاناچیو، برای پیروزی و احتمالا انتقام. برای سبکی که هرگز کهنه نخواهد شد. برای دفاعی که هرگز جذاب تر از حمله نبوده اما همیشه مهم تر است. برای همیشه

چلسی 1 - بارسلونا صفر: قفل پولادین آبی‌پوشان


بارسلونا به سختی می‌توانست موقعیت ایده‌آلی برای گل‌زنی ایجاد کند

 و هر بار هم به موقعیت خوبی رسید بازیکنانش آن را از دست دادند.


چلسی با نمایشی فوق‌العاده توانست بارسلونا را با نتیجه یک بر صفر در استمفورد بریج شکست دهد و گامی بلند به سوی دیدار نهایی بردارد.

نمایش چلسی خیره‌کننده بود و آنها به خوبی توانستند قفلی پولادین بر بازی بارسلونا بزنند. بازیکنان بارسلونا بسیار کمتر از دیدارهای دیگر خود صاحب موقعیت شدند و البته بداقبال هم بودند که دو بار ضربه‌شان به تیر دروازه برخورد کرد.

دیدیه دروگبا به همراه پتر چک ستاره دیدار بودند؛ گل مهاجم ساحل عاجی در آخرین ثانیه‌های نیمه اول بود که مردان روبرتو دی‌متئو را به بردی بسیار باارزش رساند و دروازه‌بان اهل جمهوری چک بارها با واکنش‌های عالی تیمش را نجات داد.


بارسلونا هم افسوس فرصت‌های ازدست‌رفته و توپ‌هایی را می‌خورد که به تیر دروازه برخورد کرد.

اکنون چلسی که پس از بازی رفت با ناپولی در آستانه حذف از لیگ قهرمانان قرار داشت خود را نزدیک به فینال می‌بیند.

سسک فابرگاس در ترکیب ثابت بارسا قرار داشت و اولین بازی خود با پیراهن تیم جدیدش در انگلیس را تجربه می‌کرد. دیدیه دروگبا هم پس از نمایش درخشان در بازی مقابل تاتنهام که منجر به پیروزی پنج بر یک تیمش شد در ترکیب قرار گرفت.

دروگبا در دقایق اولیه خط دفاعی بارسا را آزرد اما این بارسلونا بود که اولین موقعیت جدی را ساخت. آندرس اینیستا پاسی فوق‌العاده از روی دفاع عبور داد و الکسیس سانچس توپ را از پتر چک پیش‌آمده رد کرد اما ضربه او به تیر افقی دروازه برخورد کرد.

سپس بارسا موقعیتی دیگر یافت. این بار ضربه زمینی اینیستا را چک برگرداند اما سسک فابرگاس در حالی که چک روی زمین بدو از فاصله‌ای نزدیک با ضربه‌ای بسیار بد توپ را به کنار دروازه زد.

فابرگاس در دقیقه 26 از گری کیهیل گذشت ولی ضربه او را چک به زیبایی دفع کرد.

اندکی بعد ضربه سر محکم لیو مسی از نزدیکی نقطه پنالتی را چک به خوبی از دروازه دور کرد.

در اواخر نیمه اول بود که این بار پاس عالی مسی به فابرگاس رسید و ضربه او از چک عبور کرد، اما اشلی کول توپ را از نزدیکی خط دروازه برگرداند.

چلسی که در ضدحملات خطرناک ظاهر شده بود در دقیقه 2+45 به گل رسید. فرانک لمپارد توپ را از مسی گرفت، و با پاسی قطری و بلند آن را به رامیرس رساند. هافبک برزیلی به درون محوطه جریمه رفت و توپ را به دروگبا در تیر دورتر سپرد و او در حالی که مدافعان بارسا لیز خورده بودند آن را به درون دروازه زد. والدس روی توپ اثر گذاشت اما شیرجه او به اندازه‌ای خوب نبود که مانع گل شدن توپ شود.

بارسا در نیمه دوم تلاش بسیاری کرد که گل بزند. ابتدا آدریانو با شوتی نه چندان خوب بخت خود را آزمود. سپس نوبت به الکسیس رسید که مقابل دروازه چلسی با پاس فابرگاس صاحب توپ شود اما کنترل خوبی روی توپ نداشت و با ضربه‌ای بسیار بد این فرصت طلایی را از دست داد.

بارسا به نمایش روان خود ادامه می‌داد اما به سختی می‌توانست به دروازه چلسی نزدیک شود.

یکی دیگر از موقعیت‌های عالی بارسا ضربه‌ سری بود که پویول روی ضربه ایستگاهی مسی، پشت به دروازه چلسی زد اما چک باز هم درخشید و توپ را دفع کرد.

بارسا در آخرین موقعیت خود در این بازی در دقیقه 93 هم به گل نرسید. این بار پدرو در شلوغی محوطه جریمه با شوتی دیدنی توپ را به تیر دروازه کوبید و بوسکتس هم در برگشت توپ را به آسمان زد.

دو تیم پیش از دیدار برگشت بازی‌های دشواری دارند. چلسی در خانه آرسنال باید بازی کند و بارسلونا میزبان رئال مادرید است.

الجزیره 1- استقلال یک/ستاره آنتی استقلالی ؛ریکاردو الیویرا!


حرکات ریکاردو الیویرا گران ترین بازیکن لیگ قهرمانان آسیا

نتیجه داد و او گل نجات بخش تیمش را به ثمر رساند

تک گل آرش برهانی با استوک سفیدرنگش سرنوشت نیمه اول بازی حساس الجزیره - استقلال را در روز چهارم لیگ قهرمانان آسیا رقم زد.
این گل در پی همکاری تیمی آبی ها و با پاس زیبای فریدون زندی به دست آمد. مسابقه استقلال - الجزیره در حضور 2 هزار تماشاچی برگزار می شود که نزدیک به نیمی از آنها ایرانی هستند.
در نیمه اول استقلالی ها بعد از گلزنی بازی را کنترل کردند و گرچه دوبار روی حرکات ریکاردو الیویرا دروازه شان به خطر افتاد اما در نهایت برنده از زمین بیرون آمدند. ترکیب استقلال در این نیمه شامل مهدی رحمتی - میثم حسینی ، پژمان منتظری ، حنیف عمران زاده ، علی حمودی - آندو تیموریان ، فریدون زندی ، ساموئل ،مجتبی جباری ، خسرو حیدری  و آرش برهانی بود که تغییرات مظلومی تا اینجا نتیجه بخش بوده است.



نیمه دوم:
در نیمه دوم استقلال تا حد بسیار زیادی مغلوب تاکتیک حریف بود و با وجود خوردن گلی که به شکل نسبتا تکراری به ثمر رسید بازهم خوش شانس بود که با همین نتیجه از بازی بیرون آمد و امیدهای خود را زنده نگه داشت. آنها موقعیتهای انگشت شماری داشتند و آمادگی بازی پایای مقابل الجزیره را از خود نشان ندادند. به خصوص ستاره هایی مثل جباری ، خسرو حیدری و آندو که همه زیر حد انتظار بازی کردند. حالا استقلال برای صعود باید الریان را ببرد و با این برد و کسب 3 امتیاز مقابل نسف در ازبکستان این تیم را به دور دوم خواهد برد.

در دیگر بازی این گروه الریان قطر در زمین نسف قارشی ازبکستان به برتری یک بر صفر رسید. الریان با این پیروزی ۶ امتیازی شد و به طور موقت به رده دوم رسید و جای استقلال را گرفت. استقلال حالا 5 امتیازی است و الجزیره 10 امتیاز دارد. نسف قارشی هم با یک امتیاز در قعر گروه ایستاده است.
شرح گلها:
1-0(استقلال): کارتکتیکی بازیکنان استقلال با پاس زندی و ضربه آرش برهانی از بیرون محوطه شش قدم به گل اول بازی تیدیل شد.
1-1 (الجزیره):ریکاردوالیویرا کرنر دلگادو را به زیبایی به درون درولزه رحمتی قل داد. الیویرا ستاره این بازی بوده و در نیمه دوم بازهم خز دفاع استقلال را آزار داده است.
  بهترین بازیکن: ریکاردو الیویرای برزیلی با گریزهای پیاپی مثل بازی رفت ستاره میدان بود. او به تنهایی 4 امتیاز از استقلال گرفت.
اتفاق ویژه: با وجود آنکه تصور می شد استقلال با یک نمایش تهاجمی حریف را شکست بدهد اما آبی ها به یک تساوی قناعت کردند. استقلال حالا با 5 امتیاز تیم سوم گروه است و برای صعود باید الریان و نسف قارشی را مغلوب کند.
در حاشیه:
حدود 300 هوادار جدی الجزیره در مقابل جایگاه قرار دارند و با بلندگوی دستی 2 لیدر هدایت می شوند. آنها در تمام مسابقه بی وقفه تیم شان را با ساز و دهل تشویق کرده اند.
ورزشگاه محمد بن زاید بسیار زیبا و مدرن است اما مشخص است بعضی سکوهای آن هرگز پر نشده اند؛ این در حالی است که الجزیره مدعی همیشگی لیگ امارات است.
به جز خبرنگار سایت گل ؛ 10 خبرنگار از ملیتهای مختلف این بازی را مانیتور می کنند.
ایرانیان حاضر در ورزشگاه بیش از هزار نفرند که در قسمت جنوبی به صورت پخش و پلا مستقر شده اند. رنگ آبی رنگ قالب ایرانی هاست.
بین دو نیمه میلاد میداوودی و اسماعیل شریفات جدی تر از بقیه به تمرین مشغول شدند. میداودی در هنگام ورود تیم به زمین با عمران زاده صحبت کرد و به او یادآور شد موقع کرنر گونه با مهاجم حریف من تو من کند.
 مجتبی جباری آمادگی بازی در این سطح را نداشت و اولین تعویضی استقلال لقب گرفت.او به هنگام تعویض با شریفات بازوبند را به دست آرش برهانی بست اما برهانی هم در دقیقه 85 با یرکوویچ تعویض شد تا بازوبند بر دست محسن یوسفی بسته شود که خودش جای خسروحیدری به زمین آنده بود.
خبرنگاران اماراتی حاضر در جایگاه تعصب خاصی روی الجزیره دارند و از بازی خوب تیم شان راضی به نظر می رسند.
الجزیره در نیمه دوم روی ضدحملات با برنامه و خطرناک کار کرد و می توانست بیش از یک بار به استقلال گل بزند.زوج او و بری دیگر بازیکن برزیلی واقعا غیرقابل کنترل بودند.
الجزیره 10 امتیازی شد و به مرحله بعد صعود کرد.آنها بعد از بازی جشن کوچکی در ورزشگاه به راه انداختند.
در ده دقیقه آخر بازی بازیکنان استقلال که نمایش خیلی خوبی هم نداشتند به تصمیمات داور اعتراض شدیدی کردند و البته هواداران ایرانی هم با بازیکنان همراهی داشتند.
مجتبی جباری به هنگام اولین تعوض توسط طرفداران الجزیره هو شد.


استقلال با ۳ گل به يك امتيازى سپاهان رسيد



استقلال ۳- صباى قم صفر
گل ها: پژمان منتظرى(دقيقه ۱۹) ، گوران يركوويچ(دقيقه ۲۹) و ميثم حسينى(دقيقه ۴۵) براى استقلال
داور: عليرضا فغانى، كمك ها: رضا سخندان و داود رفعتى، اخطارها: آندرانيك تيموريان، ميثم حسينى و ميلاد ميداودى (استقلال ) و مرتضى كاشى(صبا)، ورزشگاه: آزادى تهران، تماشاگر: حدود ۳۸ هزار نفر
استقلال تهران
سيدمهدى رحمتى، حنيف عمران زاده، ميثم حسينى، آندرانيك تيموريان(از دقيقه ۶۶ مجتبى جبارى)، خسرو حيدرى(از دقيقه ۷۰ اسماعيل شريفات)، پژمان منتظرى، فريدون زندى، على حمودى، جى لويد ساموئل، آرش برهانى و گوران يركوويچ(از دقيقه ۷۷ ميلاد ميداودى)
سرمربى: پرويز مظلومى
صباى قم
حامد لك، مجيد هوتن(از دقيقه ۵۱ رسول بروش)، محسن بيات، وحيد حمدى نژاد، مرتضى كاشى، مهدى بدرلو، اكبر صادقى، مجيد حيدرى، مرتضى هاشمى زاده(از دقيقه ۵۹ ميلاد نورى)، غلامرضا عنايتى و ميلاد سليمان فلاح
(از دقيقه ۵۱ عبدالكريم اسلامى)
سرمربى: عبدالله ويسى
شرح گل ها
گل اول استقلال : پاس عمقى فريدون زندى در محوطه جريمه به پژمان منتظرى رسيد و او با شوتى سر ضرب حركتى كه خودش آغاز كرده بود را به ثمر نشاند و تيمش را پيش انداخت.
گل دوم استقلال : ارسال تماشايى ساموئل از جناح چپ روى حركتى كه برهانى آغازگر آن بود را يركوويچ در محوطه جريمه با يك ضربه سر شيرجه اى تبديل به گل دوم استقلال كرد.
گل سوم استقلال :آرش برهانى در موقعيت تك به تك با لك قرار گرفت اما ضربه اش را دروازه بان صبا دفع كرد و در برگشت ميثم حسينى توپ را وارد دروازه كرد تا گل سوم استقلال به ثمر برسد.
لحظات حساس
دقيقه :۴ ضربه از راه دور ساموئل را لك دريافت كرد.
دقيقه :۱۰ اكبر صادقى پيشروى خوبى با توپ داشت و از پشت محوطه جريمه به توپ ضربه زد كه شوت او به تير عمودى دروازه برخورد كرد و به زمين برگشت.
دقيقه :۱۹ ارسال خوب حمودى از جناح راست روى سر برهانى نشست اما ضربه سر بى دقت او از بالاى دروازه به بيرون رفت.
دقيقه :۳۶ ضربه سر عنايتى روى ارسال صادقى را رحمتى مهار كرد.
دقيقه :۴۲ ارسال خسرو حيدرى از روى نقطه كرنر روى سر عمران زاده نشست اما ضربه او به زمين خورد و سپس به اوت رفت.
دقيقه :۵۵ ضربه آندرانيك تيموريان از پشت محوطه جريمه با اختلاف اندكى از كنار دروازه به بيرون رفت.
دقيقه :۶۶ شوت محكم و زيباى زندى را لك فقط توانست دفع كند و در برگشت مدافعان صبا توپ را دور كردند.
دقيقه :۷۵ ضربه سر عنايتى روى ارسال سليمان فلاح با اختلاف اندكى از كنار دروازه به اوت رفت.
دقيقه :۷۹ رضا عنايتى در محوطه جريمه صاحب توپ شد؛ ضربه محكم او به تير افقى دروازه برخورد و به زمين برگشت.
دقيقه :۸۰ شوت محكم و ديدنى اسلامى از داخل محوطه جريمه را رحمتى با دست مخالف به زيبايى مشت كرد.
دقيقه :۸۱ ميلاد ميداودى در موقعيت تك به تك با لك قصد داشت توپ را به كنج دروازه بفرستد اما ضربه او را لك دراز كش دفع كرد.
دقيقه :۸۲ ضربه سر زيباى عنايتى را رحمتى به خوبى در اختيار گرفت.
دقيقه:۸۳ آرش برهانى در شلوغى محوطه جريمه صاحب توپ شد و دروازه حريف را باز كرد اما داور قبل از گل اعلام آفسايد كرده بود.
دقيقه :۸۸ شوت محكم زندى را لك در ۲ مرحله مهار كرد.
دقيقه :۸۹ ضربه محكم اكبر صادقى از داخل محوطه جريمه براى بار سوم به تير دروازه برخورد كرد.
شرح بازى

در نيمه اول بازى يك طرفه اى را شاهد بوديم و آبى پوشان پايتخت به خوبى توپ را در زمين به گردش درآوردند كه حاصل كارشان ۳ گل بود. استقلال در اين نيمه بيشتر به پاس هاى عمقى دل بسته بود و سعى كرد از عمق دفاع صبا به حريف ضربه بزند. در مقابل صباى قم كه معمولاً مقابل تيم هاى مطرح كم مى آورد، نتوانست فشار چندانى روى دروازه حريف بياورد و به جز چند شوت از راه دور چيز ديگرى از اين تيم نديديم.در نيمه دوم، استقلال سعى در كنترل بازى داشت و به همين خاطر حساب شده بازى كرد. آبى ها در خط دفاع هم روز موفقى داشتند و مدافعان چندين حمله خطرناك صبا كه براى جبران نتيجه تلاش مى كرد را خنثى كردند.در اين نيمه صبا برنامه مشخصى براى رسيدن به گل نداشت و حملات بى برنامه آنها هم ره به جايى نبرد آبى ها كه بيشتر به دنبال حفظ نتيجه بودند چند موقعيت داشتند كه نتوانستند از آنها استفاده كنند.به هر حال استقلال ۳ امتياز با ارزش را كسب كرد و به يك امتيازى سپاهان رسيد تا بيشتر از قبل به قهرمانى اميدوار باشد.


آبي‌ها هفته سي‌ام صدرنشين مي‌شوند؟



آبي‌ها هفته سي‌ام صدرنشين مي‌شوند؟

آرزوي مشترك استقلال و بارسا

«حفظ صدرنشيني از رسيدن به صدر جدول هم دشوارتر است.» اين جمله را بارها و بارها از زبان اهل فن شنيديم. استقلال كه امروز در رتبه سوم قرار دارد خود روزگاري با اختلاف 9 امتياز نسبت به همين سپاهان در صدر جدول قرار داشت اما عوامل گوناگون دست به دست هم داد تا اين موقعيت از دست برود. البته حتي اگر آبي‌ها در ميانه‌هاي فصل فرهاد مجيدي و كرار جاسم را از دست نمي‌دادند و بعدها با مصدوميت 3 بازيكن كليدي‌شان در خط مياني روبرو نمي‌شدند باز هم نمي‌توانستند آن اختلاف امتيازي فاحش خود را با ديگر رقبا حفظ كنند چراكه حقيقتا حفظ صدرنشيني از رسيدن به صدر جدول دشوارتر است و تيم‌هايي كه در اين موقعيت قرار مي‌گيرند همواره با يك دغدغه ذهني بزرگ دست و پنجه نرم مي‌كنند و به قول معروف آب خوش از گلوي‌شان پايين نمي‌رود.
نگاهي به وضعيت كنوني رئال مادريد مي‌تواند يك نمونه مناسب براي تفهيم هرچه بيشتر اين موضوع باشد. رئال روزگاري با 10 امتياز برتري بالاتر از بارسلونا قرار داشت اما آرام، آرام اين اختلاف كاهش يافت و اكنون شاگردان مورينيو تنها 6 امتياز با بارسا فاصله دارند و 8 هفته هم تا پايان لاليگا باقي مانده است.
آيا با توجه به اينكه يك جدال ال‌كلاسيكويي ديگر باقي‌مانده نمي‌توان شانس زيادي براي شاگردان پپ قايل شد؟ تصور كنيد بارسا ال‌كلاسيكو را باز هم ببرد. آن وقت چند امتياز با رئال فاصله خواهد داشت؟ آيا جبران 3 امتياز باقيمانده كاري دشوار و نشدني
خواهد بود؟
در فوتبال هيچ چيز قابل پيش‌بيني نيست. از اين رو نمي‌توان رئال را با وجود داشتن مجموعه‌اي منسجم از پيش قهرمان لاليگا دانست و هيچ بعيد نيست در هفته پاياني لاليگا اتفاقاتي رخ دهد كه خوشايند كهكشاني‌هاي شهر مادريد نباشد.
در فوتبال ايران نيز بارها شاهد اتفاقات عجيب و غيرمنتظره از اين دست بوديم.
فصل اول ليگ برتر را به خاطر بياوريد؛ استقلال چگونه جام قهرماني را از كف داد؟ آن روز همگان تصور مي‌كردند آبي‌ها با يك تساوي ارزشمند در انزلي قهرمان نخستين دوره ليگ برتر مي‌شوند اما پرسپوليس ناگهان در روز آخر قهرمان شد. ليگ هشتم هم يك نمونه ديگر است. استقلال چگونه قهرمان ليگ شد؟ در حالي كه ذوب‌آهن با يك تساوي مي‌توانست بر بام فوتبال ايران بايستد در اهواز متحمل باخت سنگيني شد و آبي‌ها با پيروزي مقابل پيام مشهد ناباورانه جام قهرماني را بالاي سر بردند.
هفته سي‌ام يعني 2 هفته ديگر بار ديگر صدرنشين يعني سپاهان بازي دشواري دارد و مقابل پرسپوليس قرار مي‌گيرد. عجبا كه در همين هفته تراكتورسازي با فولاد خوزستان بازي مي‌كند و آبي‌ها در ورزشگاه خانگي بازي نسبتا ساده‌تري مقابل صباي قم دارند. با توجه به اينكه در هفته بيست و نهم سپاهان در انزلي بازي دارد كه جدال بسيار دشواري است و بيم آن مي‌رود نماينده نصف جهان امتياز از دست دهد بعيد نيست در هفته سي‌ام هم امتياز از كف داده و در يك فعل و انفعال استقلال كه تنها 3 امتياز با صدر جدول فاصله دارد به آرزوي خود برسد و بار ديگر موقعيت از دست داده را بازيابد. نگاهي به 6 هفته باقيمانده تا پايان ليگ نشان مي‌دهد استقلال با تيم‌هاي آسان‌تري در قياس با سپاهان و تراكتورسازي مصاف مي‌دهد.
مس سرچشمه، صباي قم، شاهين، شهرداري تبريز، نفت آبادان و نفت تهران تيم‌هايي هستند كه به ترتيب از هفته 29 تا 34 مقابل استقلال قرار مي‌گيرند. آيا با توجه به اينكه سپاهان بايستي با تيم‌هاي ملوان، پرسپوليس و ذوب‌آهن بازي كند نبايد هفته‌هاي آرام‌تري را در انتظار استقلال ديد؟ يا تراكتورسازي تبريز كه با فولاد، پرسپوليس و ملوان بازي دارد؟!

نكته‌ها

1-‌‌‌ مس سرچشمه با هر سه تيم بازي مي‌كند.
2-‌‌ فولاد دو هفته متوالي ميزبان تراكتورسازي و سپاهان است.
3-‌‌ استقلال و سپاهان هر دو با شاهين بازي مي‌كنند.
4-‌‌‌ تراكتورسازي و سپاهان هر دو با پرسپوليس و ملوان بازي مي‌كنند.
5-‌‌‌ هر سه تيم در هفته پاياني ميزبان هستند.
6-‌‌‌ از 6 بازي باقيمانده، استقلال و تراكتورسازي در سه بازي ميزبان هستند اما سپاهان با توجه به دربي اصفهان، 4 بازي‌اش را در فولادشهر برگزار مي‌كند.
7-‌ هفته سي‌ام حساس‌ترين هفته براي سه تيم است.

برنامه 3 تيم‌ مدعي تا پايان ليگ


هفته 29

مس سرچشمه – استقلال
تراكتورسازي – فجر
ملوان – سپاهان
هفته 30
استقلال – صبا
فولاد – تراكتورسازي
سپاهان – پرسپوليس
هفته 31
شاهين – استقلال
راه‌آهن – تراكتورسازي
فولاد – سپاهان
هفته 32
استقلال – شهرداري تبريز
تراكتورسازي – پرسپوليس
سپاهان – شاهين
هفته 33
نفت آبادان – استقلال
مس سرچشمه – تراكتورسازي
ذوب‌آهن – سپاهان
هفته 34
استقلال – نفت تهران
تراكتورسازي – ملوان
سپاهان– مس سرچشمه


«عالي» و «فاجعه»! رحمتي اين روزها حد وسط ندارد/ حواس‌ات كجاست سيّد؟!



اين روزها در بازي‌هاي استقلال جسم مهدي رحمتي را 90 دقيقه در زمين مي‌بينيم

اما در دقايق زيادي از اين زمان، روح و روان او در جاهاي ديگري سير مي‌كند


Parviz Mazloomi

در روزي كه انگار آرش برهاني از هميشه گل‌نزن‌تر شده بود، مهدي رحمتي هم دو اشتباه مرگبار انجام داد تا سناريوي شكست خانگي استقلال مقابل اماراتي‌ها تكميل شود. رحمتي با دو اشتباه ديروز نشان داد اشتباهاتش در بازي‌هاي اخير اتفاقي نبوده و براي بازگشت دروازه‌بان شماره‌يك تيم ملي به روزهاي اوج گذشته فكري اساسي بايد كرد.

مهدي رحمتي، دروازه‌بان استقلال و شماره‌يك بي‌رقيب سال‌هاي اخير تيم‌ملي را مدت‌هاي زيادي بود تا اين حد نامطمئن و پراشتباه نديده بوديم. براي به ياد آوردن چنين اشتباهاتي از اين دروازه‌بان بايد تا روزهاي خيلي دوري عقب برويم. مثلا تا ليگ ششم كه سهل‌انگاري‌اش در داربي بزرگ تهران به نيكبخت و معدنچي فرصت داد دروازه استقلال را از نقطه كرنر(!) باز كنند. يا به دوره اول عضويتش در سپاهان كه در بازي با شموشك شخصا مانع اوت شدن توپ شد و دروازه خودش را باز كرد.

رحمتي از زماني كه به مس كرمان رفت، از روزي كه پيراهن شماره‌يك تيم ملي را تحويل گرفت، تا دوران درخشانش در ليگ نهم و دهم با سپاهان هميشه بدون فراز و نشيب بازي كرد و هيچ‌گاه درون دروازه تيم‌هاي باشگاهي و ملي متزلزل نشان نداد. اما حالا چه اتفاقي افتاده كه ردپاي اشتباهات او در اكثر گل‌هاي دريافتي استقلال ديده مي‌شود؟

Steghlal Aljazira

اگر به سير عملكرد رحمتي در بازي‌هاي اخير استقلال دقت كنيم تناقض‌هاي فراواني را درخواهيم يافت. او در لابلاي اشتباهات پرتعدادش، گهگاه واكنش‌هاي خيره‌كننده‌اي دارد كه نشان مي‌دهد هنوز نمايش‌هاي خوبش را از ياد نبرده است. كارنامه مهدي در هفته‌هاي اخير كمتر نمره متوسط دارد. در واقع او يا عالي است يا نااميدكننده. يا صفر است يا صد!

روز 16اسفند در بازي با الريان، رحمتي بارها دروازه استقلال را نجات مي‌دهد و به‌خصوص سوپرواكنش او روي شوتي كه از بالاي سرش در حال گل شدن بود الهام‌بخش آبي‌ها براي كسب پيروزي در قطر مي‌شود. اما فقط 4 روز بعد در مقابل راه‌آهن شوت بهادر عبدي را با نگاه تا درون دروازه بدرقه مي‌كند و اشتباه بزرگ‌ترش خروج نااميدكننده‌اي است كه فرصت گلزني با سر را به حسين كاظمي مي‌دهد.

روز پنجم فروردين در نيمه دوم بازي با ذوب‌آهن گلي از فيليپ دسوزا مي‌خورد كه تماشاگران بازي تا دقايقي در بهت و حيرت مي‌مانند كه آيا او واقعا مهدي رحمتي است؟! اما 5 روز بعد مقابل ملوان در نقش اسپايدرمن ظاهر مي‌شود و توپ‌هايي را مي‌گيرد كه كار هر دروازه‌باني نيست. حتي در همين بازي الجزيره هم مهدي در نقطه مقابل اشتباهات مرگبارش يك سِيو باشكوه روي شوتي كه از فاصله نزديك به دروازه‌اش شليك شد انجام داد.

Steghlal Aljazira

از مرور اين صحنه‌ها فقط و فقط يك نتيجه مي‌توان گرفت؛ مشكل مهدي رحمتي ناآمادگي روحي رواني است نه ناآمادگي جسمي. او از رفلكس‌هاي خوب بدني فاصله نگرفته، فقط تمركز و آمادگي ذهني لازم براي انتخاب بهترين واكنش در لحظات حساس را از دست داده است. اين روزها در بازي‌هاي استقلال جسم مهدي رحمتي را 90 دقيقه در زمين مي‌بينيم اما در دقايق زيادي از اين زمان، روح و روان او در جاهاي ديگري سير مي‌كند.

براي به هوش آوردن مهدي رحمتي و براي بازگرداندن او به همان فرم هميشگي خيلي زود بايد دست به كار شد. استقلال در 6 هفته پاياني ليگ برتر و در 3 بازي دور برگشت آسيا، توان اين‌كه تاوان اشتباهات او را پس بدهد نخواهد داشت و از اين مهم‌تر تيم ملي ما در روزهاي سختي كه فقط دو ماه به آغاز آن باقي مانده به يك مهدي سرپنجه و توانا بيشتر از هميشه نياز دارد.

تيم‌ملي براي صعود به جام‌جهاني، مهدي رحمتي را در همان فرمي مي‌خواهد كه در راه جام‌جهاني قبلي از خودش نشان داد. در روزهايي كه دايي اگر دو بازيكن ديگر در قواره او داشت بليت آفريقاي جنوبي را از دست نمي‌داد. حواس سيدمهدي را بايد دوباره به خودش جمع كرد. روزهاي سختي در راه‌اند


سه بازی برای حداقل 7 امتیاز؛استقلال اینگونه صعود می کند



مسابقه با الجزیره مهمترین بازی استقلال در دور برگشت است. مسابقه ای که برد در آن به منزله بازگشت به کورس قهرمانی است.

تیم استقلال تهران با توجه به نتایجی که در دور رفت رقابت های گروهی لیگ قهرمانان آسیا گرفت ، راه سختی را برای خود در دور برگشت برگزید. این درحالی است که استقلال با اختلاف یک امتیاز نسبت به تیم الریان در رده دوم جدول گروه (A) قرار دارد.

آبی پوشان پایتخت در اولین دیدار خود برابر الریان قطر پیروزی خفیفی را بدست آوردند و رویاهای بسیاری را برای صعود داشتند آن هم در شرایطی که این پیروزی در خانه الریان بدست آمد. اما استقلال در اولین روز از سال جدید در ورزشگاه آزادی و در برابر دیدگان هواداران خود مقابل تیم نه چندان مطرح نسف قارشی متوقف شد و به ناگاه در سراشیبی سقوط قرار گرفت. این مساله زمانی قوت گرفت که شاگردان مظلومی با ارائه یک بازی پر اشتباه برابر الجزیره شکست را پذیرفتند و سه امتیاز ارزشمند را در خانه به این تیم واگذار کردند.


حال بطور گذرا شرایط تیم پرهوادار استقلال را در بازی های دور برگشت بررسی خواهیم کرد تا ببینیم شانس صعود این تیم چقدر خواهد بود و استقلال با سرمربیگری مظلومی طعم مرحله حذفی را خواهد چشید یا همچون سال گذشته ناکام خواهد ماند.

چهارشنبه 30 فروردین ، الجزیره امارات – استقلال تهران

آبی پوشان پایتخت در اولین دیدار از دور برگشت لیگ قهرمانان آسیا باید در امارات به مصاف تیم الجزیره ای بروند که از سه بازی دور رفت حداکثر امتیازات را کسب کرد و در با 9 امتیاز در صدر ایستاد.

اما تیم الجزیره این روزها در لیگ داخلی امارات حال و روز خوبی ندارد و با اختلاف ده امتیاز نسبت به العین صدرنشن در رده سوم جدول قرار دارد.

گرچه این تیم به لطف اشتباهات آبی پوشان در آزادی پیروز گردید ، اما همین تیم با شاکله اصلی خود در فصل قبل برابر سپاهان در مجموع دو دیدار رفت و برگشت 9-2 شکست خورد و تحقیر شد.

این مهمترین بازی استقلال در دور برگشت است. مسابقه ای که برد در آن به منزله بازگشت به کورس قهرمانی است.

چهارشنبه 13 اردیبهشت ، استقلال تهران – الریان قطر

تیم استقلال تهران در تنها دیدار خانگی دور برگشت رقابت های گروهی لیگ قهرمانان میهمان تیم الریان قطر است ، تیمی که در خانه مقابل استقلال شکست را پذیرفت و اما به لطف تنها پیروزی خود برابر نسف قارشی بسیار امیدوار به شکست استقلال و صعود از مرحله گروهی لیگ قهرمانان است.

گرچه الریان نشان داده است که تیم چندان قدرتمندی نیست ، اما انگیزه فراوان عاملی خواهد بود که شاید برای استقلال دردسر ساز شود ، آن هم در شرایطی که استقلال در لیگ قهرمانان از آن صلابت و ثبات لازم بهره مند نیست. با همه این موارد بازهم قابل پیش بینی است که استقلال بتواند بر الریان غلبه کند ، اما اگر امتیازی را برابر این تیم از دست دهد اوضاع بسیار پیچیده تر خواهد بود.

چهارشنبه 27 اردیبهشت ، نسف قارشی ازبکستان- استقلال تهران

پیروزی برابر نسف قارشی گرچه محتمل به نظر می رسد ، اما این پیروزی فقط شرط لازم برای صعود است و کافی نیست. استقلال در صورت آنکه از دو بازی قبل خود امتیازات لازم را کسب نماید ، می تواند امیدوار باشد با کسب این پیروزی برای اولین بار با هدایت مظلومی راهی مرحله حذفی لیگ قهرمانان آسیا شود.آنها در دوبازی دیگرشان غیر از استقلال شکستهای سنگینی داشته اند و به نظر نمی رسد بختی برای صعود داشته باشند که با توجه به احتمال بی انگیزه بودن نماینده ازبکها در روز آخر به نظر قرعه با استقلال یار است.

استقلال - الجزیره؛یورش به ستاره 3


از تیم کهکشانی ابتدای فصل تنها دو ستاره روی لباس آبی ها باقی مانده. دو ستاره ای که طرفداران آبی به آن می بالند

Steghlal Al Rayan


از فروردین 49 تا مرداد 1370. از پادشاهی پسران آبی در آسیا و آخرین قهرمانیشان در قاره کهن 21 سال می گذرد. درست مثل فاصله ی قهرمانی اول و دومشان در جام باشگاه های آسیا. فاصله هایی طولانی و زجرآور.

حالا 21 سال گذشته. غول خُفته آسیا، پر افتخارترین تیم ایرانی قاره ی کهن بار دیگر به پا خواسته تا برای سومین بار تاج پادشاهی بر سر کند. برای همین بازهم تمام نگاه ها بعد از 21 سال به آبی هاست. در ابتدای فصل همه به تیم کهکشانی که ستارگان درخشانی چون فرهاد مجیدی، مجتبی جباری و آندو تیموریان را در اختیار داشت بیش از همیشه برای این منظور دل بسته بودند.
حتی حالا که هیچ کدام از این ستاره ها نیستند بازهم نمی شود لااقل به 21 سال انتظار دلخوش نبود چرا که اگر آبی های پایتخت در این روزهای سخت بتوانند از گروهشان صعود کنند آن وقت است که می شود با بازگشت ستاره ها به قهرمانی این تیم دل بست و امیدوار بود. اما یادمان نرود حالا از تیم کهکشانی ابتدای فصل تنها دو ستاره روی لباس آبی ها باقی مانده.  دو ستاره ای که طرفداران آبی به آن می بالند و آسیا پسران آبی را با همین نشان دو ستاره روی سینه بازیکنانش می شناسد.  



و حالا بازی سخت استقلال در دور گروهی فرا رسید. آبی های پایتخت برابر صدرنشین گروه A جام باشگاه های آسیا، الجزیره، تیم پایتخت نشین اماراتی و ثروتمند عربی. قهرمان امارات، با حضور مربی برزیلی روی نیمکت و دلخوش به خارجی هایش. تیمی که در بین حاشیه نشین های خلیج فارس نماد ثبات است. با حربه ی حیله گری و بسیار خطرناک. در مقابل،  لشگر نصف و نیمه ی کهکشانی اگر می خواهد به دور بعد راه پیدا کند باید با این شرایط کنار بیاید و هرطور شده تیم اماراتی را شکست دهد و دور رفت را با صدرنشینی و بی شکست به پایان رساند.
  بچه های آسمان در پهنه ی آسمان ورزشگاه بزرگ آزادی در غیاب ستارگانش می خواهد در دیداری مهم و حساس سه شنبه شب به سمت کسب سومین ستاره برود و دل ایرانی ها را بار دیگر شاد کند و برای آنکه توان رسیدن به این امر را داشته باشد مشتاق دیدار صدهزار ستاره روی سکوهاست.


رده بندي برترين تيم‌هاي باشگاهي فوتبال جهان


تيم فوتبال استقلال با قرار گرفتن در رده‌ي 102، عنوان چهارمين باشگاه برتر فوتبال قاره آسيا را به خود اختصاص داد.


فدراسيون بين‌المللي تاريخ و آمار فوتبال جهان، فهرست برترين باشگاه‌هاي فوتبال جهان در سال گذشته را منتشر کرد که بر اين اساس تيم فوتبال استقلال با قرار گرفتن در رده 102 جهان، بالاتر از ساير تيم‌هاي ايراني در رده نخست قرار گرفت و در آسيا هم پس از نمايندگان کره جنوبي در رده‌ي سوم قرار گرفت.

در اين رده‌بندي سپاهان در رتبه 125 ، پرسپوليس در رده 237 و ذوب آهن در رده 252 قرار گرفت.

در ميان تيم‌هاي آسيايي، سوون سامسونگ کره جنوبي در رده 62 جهان قرار گرفته و بهترين تيم آسياست. چومبوک موتورز اين کشور هم در رده 66 قرار گرفته است. ناگويا گرامپوس ژاپن دررده‌ي 90 و سومين تيم برتر آسياست. همچنين در اين رده‌بندي السد قطر که فصل گذشته قهرمان آسيا شد، در رده 132 جهان ايستاده است.

در فهرست برترين باشگاه‌هاي فوتبال جهان تيم بارسلونا قهرمان اروپا و قهرمان جام جهاني باشگاه‌ها همچنان با 382 امتياز پيشتاز است و رئال مادريد با 306 امتياز در مکان دوم قرار گرفته است.

از مهم‌ترين نکات اين رده‌بندي صعود 8 پله‌اي بايرن مونيخ و رسيدن به رده پنجم است. همچنين باشگاه اتلتيکو مادريد با صعودي 8 پله‌اي به رده هفتم رسيده است.

رده بندي برترين باشگاه‌هاي فوتبال جهان:

1ـ بارسلونا، 382 امتياز (اسپانيا)

2ـ رئال مادريد، 306 امتياز (اسپانيا)

3ـ ولس سارسفيلد، 287 امتياز (آرژانتين)

4ـ يونيورسياد سانتياگو، 273 امتياز (شيلي)

5ـ بايرن مونيخ، 257 امتياز (آلمان)

6ـ سانتوس، 252 امتياز (برزيل)

7ـ اتلتيکو مادريد، 248 امتياز (اسپانيا)

8ـ منچستريونايتد، 241 امتياز (انگليس)

9ـ منچسترسيتي، 233 امتياز (انگليس)

10ـ شالکه، 224 امتياز (آلمان)

سوال روز: فولاد و پرسپولیس، جام را آبی می‌کنند؟/ نگاه مظلومی به هنر آقامجید و عمومصطفی


سوال روز: فولاد و پرسپولیس، جام را آبی می‌کنند؟/ نگاه مظلومی به هنر آقامجید و عمومصطفی



مجید جلالی و مصطفی دنیزلی، از آن دسته مربیانی نیستند که در هفته‌های پایانی به بهانه بی‌انگیزه بودن بازیکنان، بچه‌های تیم امید را به زمین بفرستند

milad meydavoodi
req

سایت گل- استقلال با 3 امتیازی که به لطف درخشش خارق‌العاده سیدمهدی رحمتی در بازی با ملوان به دست آورد، بار دیگر به کورس قهرمانی بازگشت تا هم‌امتیاز با تراکتورسازی، یکی از تعقیب کنندگان سپاهان صدرنشین باشد. استقلال که در پایان نیم فصل اول، فاصله قابل توجهی با سایر مدعیان داشت، بعد از چند بازی ضعیف و پرانتقاد، در دو بازی اخیر نشانه هایی مثبتی برای خروج از افت بروز داده و به تعبیری، به بازی بدون ستارگان مصدوم و از دست رفته اش عادت کرده است. اما ساده انگارانه است اگر تصور کنیم این تیم در 6 بازی آینده به حداکثر امتیاز ممکن (18 امتیاز) دست می یابد و تجربه ادوار قبلی لیگ نشان داده هیچ تیمی در هفته های پایانی نمی تواند همه حریفان را قلع و قمع کند.


در چنین شرایطی و با درنظر گرفتن این نکته که سه تیم بالای جدول بازی رو در رو ندارند، تنها امید باقی مانده برای پرویز مظلومی، حریفان آینده سپاهان و تراکتورسازی هستند که این دو تیم اوج گرفته در نیم‌فصل دوم را متوقف کنند. در بازی‌های باقیمانده سپاهان و تراکتور، هر کدام از این دو تیم باید مقابل فولاد خوزستان و پرسپولیس قرار بگیرند. تراکتور در هفته های 30 و 32 به ترتیب میزبان فولاد و پرسپولیس است و سپاهان نیز در هفته های 30 و 31 دو بازی با پرسپولیس و فولاد خواهد داشت با این تفاوت که سپاهان فقط در بازی با قرمزها میزبان است و یک بازی را باید در اهواز برگزار کند.

خبر بد برای استقلالی‌ها این است که نه فولاد و نه پرسپولیس، امید چندانی برای کسب سهمیه لیگ قهرمانان آسیا ندارند و طبعاً اشتیاق زیادی برای نتیجه گرفتن در بازی‌های باقی مانده لیگ نخواهند داشت. اما خبر خوب برای آبی‌ها، مرور سوابق مربیان این دو تیم در ارائه بازی جوانمردانه است؛ مجید جلالی و مصطفی دنیزلی، از آن دسته مربیانی نیستند که در هفته‌های پایانی به بهانه بی‌انگیزه بودن بازیکنان، بچه‌های تیم امید را به زمین بفرستند و کاراکتر آن‌ها به گونه‌ای است که رتبه پنجم جدول را به ششمی ترجیح می‌دهند. استقلالی ها هنوز خاطره پیروزی فولاد بر ذوب آهن در هفته پایانی لیگ هشتم را از یاد نبرده اند که چطور تیم مجید جلالی، قهرمانی آبی ها را مسجل کرد. در آن سال امیر قلعه نویی در حالی که از خوشحالی اشک می ریخت از مردانگی آقا مجید تشکر کرد و حالا امسال این مظلومی است که باید منتظر اتفاقی مشابه از جلالی و دنیزلی باشد.

استقلال که در بازی با سایپا و راه آهن امتیازهای سرنوشت سازی را از دست داد، برای اینکه تا هفته آخر لیگ همچنان شانس قهرمانی داشته باشد، چاره ای ندارد جز اینکه به فولاد و البته رقیب دیرینه اش پرسپولیس چشم داشته باشد تا سد راه سپاهان و تراکتورسازی شوند.

همه بازیهای ۲۳ سال اخیر استقلال و ملوان


در ادامه ديدارهاي معوقه ليگ برتر در تعطيلات نوروزي امروز " چهارشنبه " استقلال در سومين بازي در سال ۹۱ به مصاف ملوان مي‌رود که آنها در انديشه فرار از هت‌ تريک مساوي‌ها، رسيدن به نخستين برد و بازگشت به رده دوم هستند. در ضمن آبی پوشان تهرانی در صدد انتقام باخت سنگین دور رفت هستند که ۴ بر دو در انزلی مغلوب شدند .

ازیهای استقلال و ملوان همیشه جذاب و دیدنی بوده است ، استقلال که این روزها خسته به نظر می رسد در مقابل ملوانی بازی می کند که انگیزه های فراوانی برای خود نمایی دارد .

بدترین خاطره استقلال مقابل ملوان در سال 80رقم خورد که این تیم به رهبری پورحیدری باشکست برابر ملوان قهرمانی را تقدیم رقیبش پرسپولیس کرد .

نگاهی داریم به همه بازیهای ۲۳ سال اخیر استقلال و ملوان در لیگ :


لیگ قدس۱۳۶۸
مرحله نیمه نهائی - دور رفت: ورزشگاه تختی(بندرانزلی):

ملوان بندرانزلی۰-استقلال تهران۰
سرمربی ملوان بندرانزلی:بهمن صالح نیا
سرمربی استقلال تهران:منصور پورحیدری
.
.
.
لیگ آزادگان۱۳۷۰
دور رفت:ورزشگاه تختی(بندرانزلی): ملوان بندرانزلی۰-استقلال تهران۰
سرمربی ملوان بندرانزلی:بهمن صالح نیا
سرمربی استقلال تهران:منصور پورحیدری
.
.
.
لیگ آزادگان فصل ۷۵-۱۳۷۴
دور رفت:ورزشگاه تختی(بندرانزلی):ملوان بندرانزلی۱-استقلال تهران۰
گل:کاظم قدیری(پ)
سرمربی ملوان بندرانزلی:بهمن صالح نیا
سرمربی استقلال تهران:منصور پورحیدری
.
.
.
لیگ آزادگان فصل ۷۶-۱۳۷۵
دور برگشت:ورزشگاه تختی(بندرانزلی):ملوان بندرانزلی۲-استقلال تهران۰
گلها:اصغر رسول زاده،محمد طالبی
سرمربی ملوان بندرانزلی:بهمن صالح نیا
سرمربی استقلال تهران:ناصر حجازی
.
.
.
لیگ آزادگان فصل ۷۸-۱۳۷۷
دور رفت:ورزشگاه تختی(بندرانزلی):ملوان بندرانزلی۱-استقلال تهران۲
گلها:شهرام پرنیان فر(ملوان)سیدعلی موسوی،علی چینی(استقلال)
سرمربی ملوان بندرانزلی:نصرت الله ایراندوست
سرمربی استقلال تهران:ناصر حجازی
.
.
.
لیگ برتر فصل ۸۱-۱۳۸۰
دور برگشت:ورزشگاه تختی(بندرانزلی):ملوان بندرانزلی۱-استقلال تهران۰
گل:بابک پورغلامی
سرمربی ملوان بندرانزلی:محمد احمدزاده
سرمربی استقلال تهران:منصور پورحیدری
.
.
.
لیگ برتر فصل ۸۲-۱۳۸۱
دور برگشت:ورزشگاه تختی(بندرانزلی):ملوان بندرانزلی۰-استقلال تهران۰
سرمربی ملوان بندرانزلی:بهمن صالح نیا
سرمربی استقلال تهران:رولاند کخ
.
.
.
لیگ برتر فصل ۸۴-۱۳۸۳
دور رفت:ورزشگاه تختی(بندرانزلی):ملوان بندرانزلی۰-استقلال تهران۰
سرمربی ملوان بندرانزلی:نصرت الله ایراندوست
سرمربی استقلال تهران:امیر قلعه نوعی
.
.
.
لیگ برتر فصل ۸۵-۱۳۸۴
دور رفت:ورزشگاه تختی(بندرانزلی):ملوان بندرانزلی۲-استقلال تهران۳
گلها:مازیار زارع،محمد غلامین(ملوان)سیاوش اکبرپور(۲گل)،گل به خودی بازیکن ملوان(استقلال)
سرمربی ملوان بندرانزلی:نصرت الله ایراندوست
سرمربی استقلال تهران:امیر قلعه نوعی
.
.
.
لیگ برتر فصل ۸۶-۱۳۸۵
دور رفت:ورزشگاه تختی(بندرانزلی):ملوان بندرانزلی۰-استقلال تهران۱
گل:علی انصاریان(پ)
سرمربی ملوان بندرانزلی:محمد احمدزاده
سرمربی استقلال تهران:عبدالصمد مرفاوی
.
.
.
لیگ برتر فصل ۸۷-۱۳۸۶
دور رفت:ورزشگاه تختی(بندرانزلی):ملوان بندرانزلی۲-استقلال تهران۱
گلها:هادی تأمینی،علی طهماسبی(ملوان)پیروز قربانی(استقلال)
سرمربی ملوان بندرانزلی:محمد احمدزاده
سرمربی استقلال تهران:ناصر حجازی
.
.
.
لیگ برتر فصل ۸۸-۱۳۸۷
دور رفت:ورزشگاه تختی(بندرانزلی):ملوان بندرانزلی۲-استقلال تهران۲
گلها:سیدجلال رافخائی(پ)،محمد نزهتی(ملوان)سیاوش اکبرپور،علیرضا عباسفرد(استقلال)
سرمربی ملوان بندرانزلی:محمد احمدزاده
سرمربی استقلال تهران:امیر قلعه نوعی
.
.
.
لیگ برتر فصل ۸۹-۱۳۸۸
دور رفت:ورزشگاه تختی(بندرانزلی):ملوان بندرانزلی۰-استقلال تهران۰
سرمربی ملوان بندرانزلی:محمد احمدزاده
سرمربی استقلال تهران:عبدالصمد مرفاوی
.
.
.
لیگ برتر فصل ۹۰-۱۳۸۹
دور رفت :ورزشگاه تختی(بندرانزلی)ملوان بندرانزلی۰-استقلال تهران۱
گل:حنیف عمران زاده
سرمربی ملوان بندرانزلی:فرهاد پورغلامی
سرمربی استقلال تهران:پرویز مظلومی


لیگ قدس ۱۳۶۸
مرحله نیمه نهائی :دور برگشت
ورزشگاه آزادی:استقلال تهران۴-ملوان بندرانزلی۰
گلها:عباس سرخاب،شاهرخ بیانی،امیر هاشمی مقدم(۲گل)
سرمربی استقلال تهران:منصور پورحیدری
سرمربی ملوان بندرانزلی:بهمن صالح نیا
.
.
لیگ آزادگان ۱۳۷۰
دور برگشت
ورزشگاه آزادی:استقلال تهران۱-ملوان بندرانزلی۰
گل:عباس سرخاب
سرمربی استقلال تهران:منصور پورحیدری
سرمربی ملوان بندرانزلی:بهمن صالح نیا
.
.
.
لیگ آزادگان فصل ۷۵-۱۳۷۴
دور برگشت ورزشگاه آزادی:استقلال تهران۴-ملوان بندرانزلی۰
گلها:علیرضا منصوریان،ادموند اختر(۳گل)
سرمربی استقلال تهران:منصور پورحیدری
سرمربی ملوان بندرانزلی:بهمن صالح نیا
.
.
.
لیگ آزادگان فصل ۷۶-۱۳۷۵
دور رفت:ورزشگاه آزادی:استقلال تهران۲-ملوان بندرانزلی۲
گلها:مهدی پاشازاده،بهروز پرورشخواه(استقلال)مهران محمدی(پ)،مهرداد زهری(ملوان)
سرمربی استقلال تهران:منصور پورحیدری
سرمربی ملوان بندرانزلی:بهمن صالح نیا
.
.
.
لیگ آزادگان فصل ۷۸-۱۳۷۷
دور برگشت ورزشگاه آزادی:استقلال تهران۱-ملوان بندرانزلی۱
گلها:سیروس دین محمدی(پ)(استقلال)گل به خودی محمد خرمگاه(ملوان)
سرمربی استقلال تهران:شادروان ناصر حجازی
سرمربی ملوان بندرانزلی:نصرت الله ایراندوست
.
.
.
لیگ برتر فصل ۸۱-۱۳۸۰
دور رفت ورزشگاه آزادی:استقلال تهران۴-ملوان بندرانزلی۰
گلها:علیرضا واحدی نیکبخت،احمد مومن زاده(۲گل)،سیدفراز فاطمی
سرمربی استقلال تهران:منصور پورحیدری
سرمربی ملوان بندرانزلی:محمد احمدزاده
.
.
.
لیگ برتر فصل ۸۲-۱۳۸۱
دور رفت ورزشگاه تختی(تهران):استقلال تهران۳-ملوان بندرانزلی۰
گلها:احمد مومن زاده(۲گل)،سیدفراز فاطمی
سرمربی استقلال تهران:رولاند کخ
سرمربی ملوان بندرانزلی:بهمن صالح نیا
.
.
.
لیگ برتر فصل ۸۴-۱۳۸۳
دور برگشت ورزشگاه آزادی:استقلال تهران۳-ملوان بندرانزلی۱
گلها:علیرضا منصوریان،سیاوش اکبرپور،گل به خودی سیدجلال حسینی(استقلال)جلال خاوندی(ملوان)
سرمربی استقلال تهران:امیر قلعه نوعی
سرمربی ملوان بندرانزلی:نصرت الله ایراندوست
.
.
.
لیگ برتر فصل ۸۵-۱۳۸۴
دور برگشت ورزشگاه آزادی:استقلال تهران۳-ملوان بندرانزلی۳
گلها:رضا عنایتی(۳گل)(استقلال)محمد غلامین(پ)،محمد غلامی(۲گل)(ملوان)
سرمربی استقلال تهران:امیر قلعه نوعی
سرمربی ملوان بندرانزلی:نصرت الله ایراندوست
.
.
.
لیگ برتر فصل ۸۶-۱۳۸۵
دور برگشت ورزشگاه آزادی:استقلال تهران۲-ملوان بندرانزلی۱
گلها:پیروز قربانی،سیاوش اکبرپور(استقلال)گل به خودی بازیکن استقلال(ملوان)
سرمربی استقلال تهران:عبدالصمد مرفاوی
سرمربی ملوان بندرانزلی:محمد احمدزاده
.
.
.
لیگ برتر فصل ۸۷-۱۳۸۶
دور برگشت ورزشگاه آزادی:استقلال تهران۲-ملوان بندرانزلی۰
گلها:پژمان منتظری،آرش برهانی
سرمربی استقلال تهران:فیروز کریمی
سرمربی ملوان بندرانزلی:محمد احمدزاده
.
.
.
لیگ برتر فصل ۸۸-۱۳۸۷
دور برگشت ورزشگاه آزادی:استقلال تهران۳-ملوان بندرانزلی۰
گلها:آرش برهانی(۲گل)،فابیو جانواریو
سرمربی استقلال تهران:امیر قلعه نوعی
سرمربی ملوان بندرانزلی:محمد احمدزاده
.
.
.
لیگ برتر فصل ۸۹-۱۳۸۸
دور برگشت ورزشگاه آزادی:استقلال تهران۲-ملوان بندرانزلی۲
گلها:آرش برهانی،امیرحسین صادقی(استقلال)فیلیپ آلوز ده سوزا(پ)،محمد حیدری(ملوان)
سرمربی استقلال تهران:عبدالصمد مرفاوی
سرمربی ملوان بندرانزلی:محمد احمدزاده
.
.
.
لیگ برتر فصل ۹۰-۱۳۸۹
دور برگشت ورزشگاه آزادی:استقلال تهران۲-ملوان بندرانزلی۰
گلها:آرش برهانی،حوار ملامحمد
سرمربی استقلال تهران:پرویز مظلومی
سرمربی ملوان بندرانزلی:فرهاد پورغلامی

لیگ برتر فصل ۹۰-۹۱ -

در دور رفت تیم استقلال برابر میزبان خود ملوان ۴ بر ۲ شکست خورده است…

تیم استقلال در نیمه دوم با دریافت دو گل در دقایق ۶۰ و ۶۴رافخایی و نزهتی با شکست سنگین ۴ بر ۲ روبرو شده است.
آرش برهانی در دقیقه ۷ برای استقلال گلزنی کرد. سید جلال رافخایی در دقیقه ۴۴و علی جراحکار در دقیقه ۴۵ گلهای ملوان را به ثمر رساندند تا ملوان با نتیجه دو بر یک پیروز به رختکن برود.

چند نکته:

-٫از میان سرمربیان ملوان،بهمن صالح نیا برابر استقلال در بندرانزلی شکست نخورده است .

از میان سرمربیان استقلال،امیر قلعه نوعی نه تنها با استقلال بلکه با هیچ تیمی تاکنون برابر ملوان شکست نخورده است .

-از میان سرمربیان ملوان،ایراندوست هیچ گاه برابر استقلال چه در بندرانزلی و چه در تهران پیروز نشده است .

از میان سرمربیان استقلال،پورحیدری هیچ گاه و با هیچ تیمی برابر ملوان در بندرانزلی پیروز نشده است .